![]() |
![]() |
|
| ناگفته ها |
|
هنوز هم خوبی هست!
هنوز هم می توان خندید... هنوز هم مردمان ما خوبند... هنوز هم در اعماق وجود هر کس هر چه قدر کوچک خدا هست... هنوز هم فرشتگان رحمت هر روز به زمین می آیند ... هنوز تاریکی آنقدر دنیا را فرا نگرفته که زمین هم تحملش طاق شود... اگر تو جز سیاهی و پستی هیچ نمی بینی و از عالم و آدم بریده ای خوب بنگر شاید تاریکی در قلب توست.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مهر 1386ساعت 15:34 توسط مهرناز |
|
|
تردید من از تنهایی شب است از نگفتن ها ...
امشب از حادثه نمی هراسم و از عمق باورهایم به بطن حادثه می ایم ترس من از افشای هویت نیست تردید من از خود نبودن است |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 11:48 توسط مهرناز |
|
|
زیر سیگاری با اینکه می دونه سیگار همیشه دلشو می سوزونه اما
بازم اونو تو دلش جا میده |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 17:9 توسط مهرناز |
|
|
می گیم بارون رو دوست داریم ولی با چتر می ریم زیر بارون
می گیم گل رو دوست داریم ولی از شاخه می چینیمش پس چطوری می خوایم ادما نترسن وقتی بهشون می گیم دوست دارم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 16:15 توسط مهرناز |
|
|
پرنده گفت : ((چه بويي چه افتابي بهار امده استومن به جست وجوي جفت خويش)) پرنده از لب ايوان پريد مثل پيامي پريد ورفت پرنده كوچك بود پرنده فكر نمي كرد پرنده روزنامه نمي خواند پرنده قرض نداشت پرنده ادمها را نمي شناخت پرنده روي هوا بر فراز چراغ هاي خطر در ارتفاع بي خبري مي پريد ولحظه هاي ابي را ديوانه وار تجربه مي كرد پرنده اه فقط يك پرنده بود فروغ فرخزاد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:23 توسط مهرناز |
|
|
به نام انكه هر چه هست از هستي اوست سكوت پر از ناگفتهاست بيا رازها را با سكوت بگوييمبه سراغ من اگر مي اييد پشت هيچستانم .پشت هيچستان جايي است. پشت هيچستان رگهاي هوا پر قاصدهايي است كه خبر مي ارند از گل وا شده دور ترين بوته خاك روي شنها هم نقشهاي سم اسبان سواران ظريفي است كه صبح بر سر تپه معراج شقايق رفتند .پشت هيچستان چتر خواهش باز است تانسيم عطشي در بن برگي بوزد زنگ باران به صدا مي ايد .ادم اينجا تنهاست ودراين تنهايي سايه ناروني تاابديت جاري است. به سراغ من اگر مي اييد نرم واهسته بياييد مبدا كه ترك بردارد چيني نازك تنهايي من سهراب سپهري
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:19 توسط مهرناز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دوست دارم همیشه باشم نه برای بودن
برای داشتن برای داشتن آن چیزی که نمی دانم چیست اما نیاز است نه فقط برای من برای تمام کسانی که مهمان این کلبه گرد وخاکی هستند پس باش تا بمانم. |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
|
RSS
|